تبلیغات
رایش چهارم - زبان فارسی

زبان فارسی

تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-08:06 ب.ظ

«وضعیت و دورنمای زبان فارسی و ایران‌شناسی در تاجیكستان» در گفتگوی دكتر صفر عبدا... با ایراس

ایراس: تأكید بر اینكه ایران و تاجیكستان هر دو اعضاء یك پیكرند بیراه نیست، چرا كه مروری كوتاه به تاریخ، فرهنگ، آداب و سنن مشترك بین مردمان دو كشور چیزی جز این به دست نمی‌دهد. به‌رغم این اشتراكات، متأسفانه به تبع تصمیمات سیاسی یكی از مهم‌ترین وجود مشترك میان این مردمان یعنی زبان فارسی در تاجیكستان مهجور واقع شده و همین مسئله مانعی مهم بر سر توسعة تعاملات میان دو كشور در حوزه‌های مختلف از جمله در حوزة فرهنگی بوده است. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) برای مداقه بیشتر در خصوص چرایی این موضوع و دورنمای زبان فارسی در تاجیكستان، گفتگویی را با آقای دكتر صفر عبدا...، شرق‌شناس تاجیك و استاد دانشگاه روابط بین‌الملل و زبان‌های جهانی قزاقستان (آبیلای خان) ترتیب داده كه مشروح آن در ادامه از نظر می‌گذرد؛


آقای دكتر، وضعیت زبان فارسی در تاجیكستان را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
زبان فارسی در تاجیكستان زبان مردم این كشور و تاجیكستان خاستگاه زبان فارسی است. متأسفانه چندان كه دل من می‌خواهد وضع زبان فارسی در تاجیكستان خوب نیست. در میان عوامل مختلف، مهم‌ترین مانعی كه برای گسترش زبان فارسی در تاجیكستان وجود دارد و می‌توان آن را به دیوار چین تشبیه كرد، خط سیرلیك است. اگر تاجیكستان می‌خواهد جزء كشورهای فارسی‌زبان باقی بماند و پیشرفت كند، اقدامی كه باید بكند برداشتن این دیوار بسیار سنگین (سنگین‌تر از دیوار چین)، یعنی خط سیرلیك است. به هر حال، خط فارسی باید در تاجیكستان احیاء شود. تا سال 1930 در تاجیکستان، همه با همین خط می نوشتند.
برخی از بزرگان فرهنگ تاجیکستان از جمله استاد صدر الدین عینی و استاد ساتم اولوغزاده که در زمان شوروی نیز فعالیت کردند، آثار خویش را به خط فارسی می نوشتند. تقریبا تا زمان دگرگون شدن خط فارسی زبانان آسیای مرکزی که بدبختانه با دستور استالین گجستک صورت گرفت، همه زبان خود را فارسی می‌گفتند و اصطلاح زبان تاجیکی نیز اصطلاحی جدید است و بیشتر با اندیشه های سیاسی جا افتاده است. این مسئله‌ای است كه من بارها گفته و از سی سال قبل هم بر آن تأكید دارم. من در این موضوع یعنی پیوند خط و زبان فارسی هم در تاجیكستان، هم ایران و هم در روسیه مقالاتی چاپ كرده‌ام.
یک مقاله من به زبان فارسی، اول در مجله کیهان فرهنگی حدود بیست سال پیش و بعدا در مجموعه ای با نام «در دری» انتشار یافته بود و در آن مقاله من تلاش کردم پیوند ناگسستنی خط و زبان را نشان بدهم و با تاکید به احیای دوباره خط فارسی در تاجیکستان اشاره کردم. ببینید هر زبان با یك خط پیوند دارد و این پیوند ناگسستنی است. باید به این نكته اشاره كنم كه ما فارسی زبانان بعد از تسخیر ایران از سوی اعراب بیابانگرد مجبور شدیم خط عربی را نیز در برابر دین مبین اسلام بپذیریم، البته با یك مجموعه شرایط. مثلاً بعضی حرف ها و آواهایی که خاص زبان فارسی بود، در آن خط وارد شد.
با این ملاحظه، 1400 سال است كه زبان فارسی جدید پر از واژه‌های عربی شده و در این فرآیند، این زبان با خط قدیم زبان عربی هم تلفیق و هم‌نوا شده است. در تاجیكستان فاجعه این بود كه یك بار خط فارسی را ربودند و به جای آن خط لاتین را جایگزین كردند كه این فرآیند ده سال طول كشید. بعد از آن نیز به فرمان آقای استالین دستور داده شد كه تمام كشورهای آسیای مركزی از جمله تاجیكستان باید خط سیرلیك را بپذیرند و فاجعه این است كه در میان مردم فارسی زبان آن روز آسیای مركزی، هركس با این فرمان مخالفت می‌كرد، سركوب، منزوی و حتی كشته می‌شد.
در این میان، كسانی هم پیدا شدند كه «از برتری» خط سرلیك سخن به میان آوردند و در نهایت تاجیكان را وادار کردند که خط سیرلیك را بپذیرند. هدف اصلی هدف سیاسی بود. می خواستند تفرقه بیندازند و حکومت کنند. چنانکه سال 1966 زبان تاجیکان افغانستان را تنها به خاطر آنکه از ایران بزرگ و تاجیکستان جدا کنند، دری نام گذاشتند. پیداست که ما تعبیر زبان دری داشتیم ولی نه به عنوان زبان جداگانه ای، بلکه مرادف زبان فارسی بود. این هم عملی سیاسی بود و خوشبختانه فرهنگیان افغانستان هنوز هم خود را فارسی زبان می گویند. زبان فارسی از چنان پشتوانه بزرگی برخوردار است که این گونه تلاشهای خصمانه کاری آنچنانی نکرد و چنانکه می بینید ما هنوز با یک زبان صحبت می کنیم و ان شاالله تا قیامت چنین خواهد بود و تا باد چنین بادا.
با وجود اینكه در طول هفتاد سال و در دورة پساشوروی این خط در تاجیكستان رایج بوده، اما هنوز این خط و این پیراهن به آن تَنی كه زبان فارسی است، خوش‌اندام نیست و به عبارتی یك وصلة بسیار ناجور است. این مسئله نه تنها برای تاجیكان، بلكه برای همه فارسی‌زبانان بسیار فاجعه‌بار است. باید توجه داشت كه اگر خط فارسی در تاجیكستان احیاء شود، از یك سو تاجیكان فرارود با این میراث فرهنگی كه در طول بیش از هزار سال ثبت شده‌، كاملاً آشنایی پیدا می‌كنند و از سوی دیگر با سایر برادران هم‌خون، هم‌‌ریشه و هم‌زبان خود در این سوی مرزها ارتباط پیدا می کنند و آهسته آهسته زبان معیار در آنجا نیز رایج می‌شود. اما باید یك نكته دیگر را اضافه كنم كه زبان رایج در تاجیكستان بزرگ‌ترین گنجینة واژه‌های زیبای فارسی است كه در آنجا حفظ شده و اما در ایران واژه‌های عربی و لاتین به نحو گسترده‌ای جای آنها را گرفته است.
فاجعه این است كه در جایی كه اصلاً نیازی نیست ما عربی صحبت می‌كنیم، جایی كه مثلاً می‌توانیم به راحتی بگوییم «رفت و‌ آمد» از اصطلاح عربی «ایاب و ذهاب» استفاده می‌كنیم. من دلیل این استفاده را نمی‌فهمم. آیا این فضیلت است! من در مقابل هیچ زبانی نیستم و زبان عربی را می‌دانم، اما وقتی یك ایرانی به جای «رفت‌ و آمد»، «ایاب و ذهاب» می‌گوید، اعصاب من خرد می‌شود! خلاصه اینكه خیلی از واژه‌های زیبای زبان فارسی را می‌توان از تاجیكستان گرفت. من فكر می‌كنم كه راه‌ دیگری به جز احیاء خط فارسی در تاجیكستان نیست.
تلاش‌هایی 20 یا 30 سال پیش برای تحقق این منظور در تاجیكستان صورت گرفته بود و روشنفكرانی در كشور ما در این مسیر گام‌های مهمی برداشتند، اما از بدبختی و به سبب در گرفتن جنگ داخلی در تاجیكستان تعدادی از خردمندان تاجیك یا كشته شدند و یا تاجكیستان را ترك كردند. پس از این تحول، حتی نام زبان فارسی كه در قانون زبان کشور در پرانتز آمده بود، نیز به دست فراموشی سپرده شد. باید توجه داشت كه زبانی كه به دستور آقای استالین و به نام زبان تاجیكی در تاجیكستان رایج شد، بیش از هر چیز برای جداكردن تاجیكستان از ایران و سایر كشورهای فارسی‌زبان بود.
نكته دیگر اینكه در طول تاریخ، واژه «تاجیك» را به معنی غیرترك و غیرعرب به كار برده‌اند. به این عبارت كه فارسی‌زبانانِ ایرانی را در گذشته در قیاس با عرب، «عجمی» و در قیاس با ترك، «تاجیك» می‌گفتند. مثلاً سعدی شیرازی به معشوق خود می‌گوید؛
شاید که به پادشه بگویند تُرك تو بریخت، خون تاجیك

و یا مولانا می فرماید:
یک حمله و یک حمله آمد شب و تاریکی ترکی کن و چستی کن نه نرمی و تاجیکی

اینجا نرمی و تاجیکی به معنای روشنفکری و شکیبایی می باشد.
و مثلاً «یوسف بلاساغونی» كه یك شاعر ترك قرن 11 میلادی است «فردوسی» را تاجیك می‌داند. و یا محمود کاشغری در دیوان لغت ترک خود، واژه تاجیک را به معنی فارس آورده است. یعنی ما می دانیم که تاجیک همان ایرانی یعنی فارس یا فارسی زبان است که در قیاس عرب، عجمی و در قیاس ترک، تاجیک خوانده اند. مولانا جلال‌الدین بلخی نیز خود را در چند مقطع تاجیك می‌خواند و از تاجیك بودن سخن به میان می‌آورد. لذا، تاجیك یعنی ایرانی، غیرعرب و غیرترك. من در آرزوی آن روزی هستم كه زبان فارسی و به ویژه خط فارسی به صورت كامل برقرار شود. در آن صورت است كه همه چیز درست خواهد شد.
همان طور كه گفتید، تغییرات خط و زبان در تاجیكستان با تصمیمات سیاسی انجام شده است. آیا بروز تغییر جدید و پذیرش خط فارسی در تاجیكستان نیاز به تصمیم سیاسی جدیدی دارد؟
هر رئیس‌جمهوری در تاجیكستان اگر می‌خواهد در تاریخ ماندگار بماند، باید زبان فارسی و خط فارسی را در این كشور برقرار كند. همان طور كه گفتم رواج دادن خط سیرلیك در تاجیكستان كه همچون یك دیوار بسیار سنگین است برای پاره پاره كردن یك ملت واحد مورد توجه قرار گرفت. لذا احیاء خط فارسی در تاجیكستان مسئلة بسیار مهمی است كه باید در بارة آن فكر كرد. من نمی‌دانم كه دولت‌مردان فعلی تاجیكستان چه دیدگاهی در این زمینه دارند. فقط می‌دانم كه اغلب روشنفكران تاجیك با من هم‌عقیده هستند، اما در این میان، هستند كسانی كه با نادانی در این مسیر مانع ایجاد می‌كنند به ویژه آنهایی که سواد خواندن خط فارسی را ندارند و منصب و کرسی در اختیار دارند.
به طور كلی، ارتباطات فرهنگی ایران و تاجیكستان كه به تأكید شما اعضاء یك پیكرند، را چگونه ارزیابی می‌كنید؟ آیا تاریخ و مؤلفه‌های فرهنگی مشترك توانسته، مبنای برای توسعه روابط باشد؟
باید توجه داشت كه ایران‌شناسی تنها فارسی‌شناسی نیست. ایران‌شناسی باید تاریخ و فرهنگ و تمدن تمام تیره‌های ایرانی، زبان‌های ایرانی و فلات فرهنگی ایران را در بر بگیرد. در قفقاز مردمی وجود دارد به نام «اوست‌ها» و یا پشتو زبانهای افغانستان كه در عین اینكه از اقوام ایرانی هستند، اما ما فارسی‌زبان‌ها زبان آنها را متوجه نمی‌شویم. با این ملاحظه، میراث مشتركی كه به زبان فارسی ثبت شده، میراث كسانی است كه زبان فارسی را می‌خوانند، می‌فهمند و از آن بهره می‌برند.
باید توجه داشت كه اساساً نمی‌توان جغرافیای تاریخی ایران را با جغرافیای امروزی آن قیاس كرد و این مهم كه ایران محدودة جغرافیای جمهوری اسلامی نیست. ایرانِ تاریخی از چین تا هند گسترش داشت. زمانی هم بوده است که جهان به ایران و انیران (غیر ایران) تقسیم می شده است مرز ایران از مصر تا چین و از هند تا قفقاز و دشتهای جنوبی روسیه را فرا می گرفته است ولی در دوران های مختلف، ایران و زبان فارسی، فراز و فرودهایی را پشت سر کرده‌اند. میراث مکتوبی که در هزار و اندی سال آخر به زبان فارسی ثبت شده است، نه تنها مایه افتخار ایران و ایرانی است، بلکه گنجینه تمدن جهانی را نمی توان بدون این گنج شایگان تصور کرد.
زبان فارسی و این میراث بزرگ، تنها منسوب به جمهوری اسلامی نیست، كسانی كه در افغانستان امروزی و در فرارود زندگی می‌كنند و زبانشان فارسی است، به همان اندازه ای که شهروندان جمهوری اسلامی ایران حق دارند، آنها نیز در این میراث بزرگ سهیم هستند. منظورم این است كه در گذشته یك كشور وجود داشت و به عنوان مثال، كمال الدین مسعود خجندی در خجند به دنیا آمد و در تبریز وفات یافت. شاید برایتان جالب باشد بگویم که خواندمیر و میرخواند و حتی صادق هدایت همه با کمال خجندی پیوند خونی دارند.

در تاجیكستان چه تلاش‌های مشخصی برای حفظ این میراث مشترك انجام شده است؟
تلاش‌هایی در این راستا در جریان بوده و هست. مثلاً استاد محمدجان شکوری بخارایی و استاد اكبر تورسان، فیلسوف و ایران شناس بزرگ تاجیک كه هم‌اكنون رییس پژوهشگاه خاورشناسی و زبان و ادبیات آکادمی علوم تاجیکستان است، تلاش‌هایی را در دست اقدام دارد و می‌توان امیدوار بود كه بتواند كارهایی در این راستا انجام دهد. من به عنوان یك محقق مستقل امیدوارم كه روشنفكران تاجیك كه همین عقیده را دارند، برای تحقق این مهم تلاش كنند.

آیا نهادهای فرهنگی دو كشور از جمله رایزنی فرهنگی ایران در تاجیكستان وظیفة بایستة خود را در ارتباط با توسعة روابط فرهنگ دو كشور انجام داده‌اند؟
به نظر من توان رایزنی فرهنگی و سفارت جمهوری اسلامی ایران می تواند بیش از این باشد که هست. ایران، تاجیکستان را باید به عنوان یک ایران کوچک دور افتاده نگهبان باشد. دقیقا مثل برادر بزرگ به برادر کوچک خود همیشه یار و یاور باشد. شاید برایتان جالب باشد بگویم که اقوام ترکی زبان که اغلب زبان یکدیگر را نمی فهمند، به مراتب بیشتر از ما به هم می رسند و از همدیگر دفاع می کنند. من اعتقاد دارم در رایزنی فرهنگی در تاجیكستان شخصیت‌های فعال و كارشناس باید حضور داشته باشند.
هرچند چنین افرادی در این رایزنی حضور داشته اند كه از این جمله می‌توان به علی موسوی گرمارودی (كه در تلویزیون نیز همواره صحبت می‌كرد و كلاس‌هایی در حوزة فرهنگ برگزاری می‌كرد)، قهرمان سلیمانی و آقای علیرضا غزوه اشاره كرد كه همه فعال، مؤثر و دوست‌داشتنی بودند. همان طور كه اشاره كردم به نظر من باید خط فارسی احیاء شود و در این راستا ایران باید با تمام وجود به آن مردمی (تاجیكان) كه آنها نیز ایرانی هستند و از مرزهای كنونی ایران دور مانده‌اند، كمك برساند. در این زمینه همچنان كه اشاره كردم، باید تمام موانع برای احیاء خط فارسی برطرف شود. چرا كه اگر بخواهیم بهتر دقت كنیم، مهم‌ترین مشكل، مشكل خط و مهم‌ترین مسئله، مسئله خط فارسی است. اگر این مشكل از بین رفت، در مدتی کوتاه، شکوه دوباره زبان و ادب فارسی را در ورارودان شاهد خواهیم شد.
دیدگاه شما در خصوص برخی وعده‌های صورت گرفته برای تقویت تعاملات فرهنگی میان فارسی‌زبانان از جمله راه‌اندازی تلوزیون مشترك فارسی‌زبان بین ایران، افغانستان و تاجیكستان چیست؟
من باید اعتراف كنم كه از شنیدن این خبر بسیار شادمان بودم كه این تلوزیون بالاخره فعال خواهد شد، اما متأسفانه بعد از سه سال بحث در این خصوص، هنوز هیچ چیز عملیاتی نشده است. در این میان، برخی دلایل سیاسی وجود دارد كه من چون سیاست‌مدار نیستم مایل نیستم به دلایل سیاسی بپردازم. اما فكر می‌كنم اگر این مسئله جدی‌تر گرفته شود و یك تلوزیون فرهنگی برقرار شود، در آن صورت فرهنگ یگانه و مشترك ما تقویت خواهد شد و برای نزدیك شدن یك قوم و یك ملت واحد كه در كشورهای مختلف زندگی می‌كنند، بسیار كمك بزرگی خواهد بود. در این زمینه اراده سیاسی لازم است و تحقق این منظور آرزوی همه روشنفكران در آن سوی مرزهای ایران است و امیدوارم در ایران نیز چنین باشد.
به نظر می‌رسد شناخت صحیح و جامعی از تاجیكستان در ایران وجود ندارد و به ویژه ایرانیان با ادیبان فارسی‌زبان تاجیك كه میراث مشترك فارسی‌زبانان محسوب می‌شوند، آشنایی ندارند. دیدگاه شما در این خصوص چیست؟
اولاً شما اشتباه می‌كنید كه شناختی از ادبیات و ادیبان تاجیك در ایران وجود ندارد. رودكی سمرقندی، فردوسی طوسی، كسایی مروزی، شهید بلخی و رابعة بلخی آیا اینها ادیبان تاجیك نیستند. ایرانیانی كه شناخت دارند، ادیبان معاصر تاجیك را نیز می‌شناسند، مثلاً استاد لایق شیرعلی كه چهار كتاب ایشان در ایران چاپ شده است. استاد مؤمن قناعت و فرزانه خجندی نیز در ایران شناخته شده هستند. البته من وضعیت شناخت ادبیات تاجكیستان را در ایران خوب ارزیابی نمی‌كنم و در این زمینه، باید خیلی كار كنیم كه یكدیگر را بشناسیم. به اعتقاد من برای اینكه یكدیگر را خوب‌تر بشناسیم باید كار را از ریشه درست كرد و آن احیاء خط فارسی است.
چه پیشنهاداتی برای توسعة روابط فرهنگی، گسترش زبان فارسی و ایران‌شناسی در تاجیكستان دارید؟
اساساً من معتقدم كه ادبیات ایران و تاجیكستان یگانه است. استاد بزرگوار مهدی اخوان ثالث در كتاب از این اوستا نوشته بود كه وای بر ما! وای بر ما! اگر بگوییم میان ایرانیان این سو و آن سوی مرزها «روابط فرهنگی» داریم. باید توجه كرد كه ما «روابط فرهنگی» نداریم، بلكه «یگانگی فرهنگی» داریم. یگانگی فرهگی متفاوت از روابط فرهنگی است. ما زبان و ادبیات یگانه‌ای داریم. بر این اساس من معتقدم، ادبیات تاجیكستان باید یك نام داشته باشد و آن ادبیات فارسی است چون زبان فارسی است. به عنوان مثال، نظامی در گنجه زاده شد و مولانا بخش عمده‌ای از زندگی خود را در قونیه سپری كرد، البته قونیه آن روز از شیراز امروز تفاوتی نداشت و همه در آنجا فارسی صحبت می‌كردند (هرچند امروز تركی صحبت می‌كنند).
همة اینها ادبیات فارسی هستند. گنجة آن روز دقیقاً یا شیراز بود یا مشهد و فرقی نمی‌كرد. آنها امروز زبان فارسی را از دست داده‌اند. پیشنهاد من این است كه ایران بزرگ آن ایران كوچك را كه نامش تاجیكستان است فراموش نكند و تا جایی كه می‌تواند همه جانبه به آن یاری رساند. من معتقدم كه روزی آن مردم قدر یاری‌هایی كه ایران به تاجكیستان می‌رساند را خواهند دانست و این مسئله خیلی مهم است. استاد لایق، شعر خیلی جالبی در مورد ایران دارد كه بیتی از آن را برایتان نقل می‌کنم:

ای خراسان این همه غافل مباش دست رستم یاز بر امداد من

اگر واقعاً این دست رستم برسد و به تاجیكستان امداد و یاری رساند، همه كارها درست می‌شود. باز هم اشاره می‌كنم كه مهم‌ترین كار و ریشه‌ای‌ترین اقدام در این زمینه احیاء خط فارسی در تاجیكستان است كه بدون كمك ایران عملی نیست.



How can I increase my height after 18?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:25 ب.ظ
Very good blog! Do you have any helpful hints for aspiring writers?
I'm hoping to start my own website soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many choices out there that I'm completely overwhelmed ..
Any tips? Thank you!
foot pain between toes
پنجشنبه 15 تیر 1396 07:55 ق.ظ
Hey there, You've done an incredible job. I
will certainly digg it and individually suggest to my friends.
I am sure they'll be benefited from this site.
keirabagwell.bravesites.com
سه شنبه 6 تیر 1396 08:39 ق.ظ
This is very interesting, You're a very skilled blogger.
I've joined your feed and look forward to seeking more of your magnificent post.
Also, I've shared your site in my social networks!
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 01:46 ق.ظ
Good day very cool site!! Man .. Excellent ..
Superb .. I will bookmark your website and take the feeds also?
I am satisfied to seek out numerous useful info right here in the submit,
we need develop extra strategies in this regard, thanks for sharing.

. . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر