تبلیغات
رایش چهارم - احمقی به نام ناصر بناکننده(پورپیرار)

احمقی به نام ناصر بناکننده(پورپیرار)

تاریخ:سه شنبه 13 فروردین 1392-05:18 ب.ظ

یه چند وقتی بود میخواستم از ناصر خان بناکننده بنویسم که اینقدر نوشته و شخصیت این فرد در سطح پایینی بود که پشیمون شدم برای پست گذاشتن. حال مختصری سیستم فکری این فرد را برایتان گزاشتم تا شاید با سخنان این فرد خنده بر لبانتان جاری شود

ناصر بناکننده معروف به ناصر پورپیرار با نام مستعار ناریا، عضو اخراجی حزب توده ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و ناشر این حزب پس از انقلاب، نویسنده، ویراستار و موسس نشر کارنگ است که کتاب‌های خود را ازطریق این موسسات نشر منتشر کرده‌است. نظریات منحصر به فرد او در باب تاریخ ایران، پیش و پس از حمله اعراب به ایران، شاهنامه و فردوسی، سعدی و یهودیان بر خلاف تحقیقات دانشورانه و علمی تاریخی است. او خودش اذعان دارد که بی‌سواد است و حتی یک واحد درس دانشگاهی نخواننده است.

ناصر پورپیرار تاریخ ایران را «ساخته دست یهودیان» معرفی می‌کند. او اعتقاد دارد که هخامنشیان قومی خونریز و وحشی بودند که «به دستور و مزدوری یهودیان» بر ایران چیره شده و آنچنان نسل کشی کرده‌اند که تا ۱۲ سده بعد از ظهور اسلام، جنبنده‌ای در جغرافیای فرضی ایران نمی‌زیسته است. او بخش اعظم امپراتوری هخامنشی و تمام امپراتوری اشکانی و ساسانی را انکار نموده و مدعی است که آئین زرتشتی وجود نداشته، ایرانیان تا پیش از اسلام به هیچ دینی معتقد نبوده و کتاب اوستا در همین اواخر در هند نوشته شده‌است. او حمله اعراب به ایران را سرآغاز تاریخ ایران دانسته و میراث فرهنگ ایران را مرهون اعراب جاهلی می‌داند. ولی در عین حال، همه منابع مکتوب سه قرن ابتدایی ظهور اسلام را جعلی دانسته است. متخصصان زیادی ردیه‌هایی بر نظریات یگانه پورپیرار نوشته‌اند و بسیاری نیز نظرات او را بی‌ارزش‌تر و پست تر از آن دانسته‌اند که نقد شود نظر یکی از نویسندگان به نام ف.. ق.. : او بر چه استدلال و دلیل تاریخی حرف میزند؟او خود یک انسان بی سواد است و حال اساتید دانشگاهها و تاریخ نویسان وفیلسوفان را بیسواد معرفی میکند دهان به دهان شدن و بحث با این مردک جزء پایین اوردن شخصیت من فایده ی دیگری ندارد .

پورپیرار زبان فارسی را حقیر توصیف می‌کند، فردوسی را مزدور می‌خواند، سلمان فارسی را زائیده توطئه یهودیان دانسته و گلستان سعدی را معیوب و ناقص می‌شمارد. به ادعای او سعدی هیچگاه از شیراز خارج نشده و همه سفرهای سعدی جعلی است. پورپیرار از چپی‌هایی است که مدتی پس از انقلاب ایران در زندان بوده و تواب شده است. موسسه انتشاراتی او مورد عنایات مخصوص وزارت ارشاد بوده و با موسسه بنیاد نور (زیر نظر محسن رفیق‌دوست) ارتباط مالی و کاری دارد.

زندگی

پورپیرار تحصیلات دانشورانه ندارد. او در حالی همه مورخان رسمی را بی‌سواد می‌داند که در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا که پرسیده:«لطف می‌کنید مدارک تحصیلی و سوابق علمی خود را برای ما بیان کنید؟» پاسخ می‌دهد:«من سواد ندارم!!!... جدی گفتم»

بر اساس خاطرات نورالدین کیانوری، پورپیرار کار خود را به عنوان حروفچین در یک چاپخانه آغاز کرده و بعدها با شراکت با دونفر دیگر، بنگاه انتشاراتی‌ای را تاسیس نمود. کیانوری در ادامه خاطراتش مدعی شده که پورپیرار با کلاهبرداری ثروت قابل ملاحظه‌ای اندوخت.

پورپیرار یک سال پیش از انقلاب با کیانوری در برلین ملاقات نموده و طرح ترور محمدرضا پهلوی را ارائه داده‌است. طرح پورپیرار از دید کیانوری دیوانه‌وار به نظر می‌رسیده‌است. به گفته کیانوری پورپیرار در سال ۱۳۵۸ از حزب توده اخراج شد. دلیل این امر «خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات نیل و بالاکشیدن حق‌التالیف آقای محمود اعتمادزاده (م به‌آذین)» بوده‌است. به گفته کیانوری، پورپیرار پس از آن مدتی با نام مستعار «ناریا» به انتشار جزواتی علیه حزب و بدگویی به شخص کیانوری —که دستور اخراجش در سال ۱۳۵۸ را داده بود— پرداخت. کیانوری در نخستین دیدارش با ناصر بناکننده و پس از شنیدن طرح و نقشهٔ وی برای ترور شاه از طریق حفر نقب و منفجر کردن خودروی شاه در هنگام عبور، به دلیل غیرعملی نماییدن نقشه، وی را دیوانه و یا پرووکاتور توصیف کرده‌است. پس از انقلاب ایران، پورپیرار مدتی به کار نشر جزوات حزب توده پرداخت ولی از آنجا اخراج شد؛ کیانوری در این باره نقل می‌کند محمد پورهرمزان مسئول شعبهٔ انتشارات حزب، به کیانوری گزارش داده که با تحقیق روشن شده که صورت‌هزینه‌ای که ناصر پورپیرار برای انتشار چاپ و کتاب‌ها ارائه می‌دهد بسیار بیشتر از نرخ عادی‌ست. پس از این ماجرا کیانوری امتیاز انتشارات حزب توده را از وی پس گرفت؛ به گفتهٔ کیانوری پورپیرار پس از شنیدن لغو امتیاز نشر کتب و جزوات حزب، به دفتر محمد پورهرمزان رفته و با وی به شکل توهین‌آمیز سخن گفته‌است؛ کیانوری می‌آورد که پس از دیدن این صحنه، ماموران انتظامات حزب را فراخوانده تا پورپیرار را بیرون کنند و دیگر راه ندهند. پورپیرار بعدها به دلیل ارتباط با ماموران سیاسی بلغارستان دستگیر و به زندان اوین فرستاده شد. او در دادگاه انقلاب مدعی شد که همواره مخالف حزب توده بوده‌است

جلال متینی محقق تاریخ‌دان، پورپیرار را فرستاده حکومت جمهوری اسلامی می‌داند. به گفته او، از سابقه و نام و نشان حقیقی پورپیرار خبری در دست نیست.]

نظریات پورپیرار و نقد آن

از سال‌های دهه هفتاد به بعد، ناصر پورپیرار، در چارچوب گفتمان و تبلیغات‏ ایدئولوژی‏های قوم‏گرا، به‏ سخن‏پراکنی و نظریه‌پردازی روی‏ آورد. وی با رد و انکار استواری و پرباری فرهنگ و تمدن‏ ایران پیش و پس از اسلام، با وحشی و خون‏ریز و بیگانه قلمداد کردن امپراتوری‏های هخامنشی و اشکانی و ساسانی، جعلی انگاشتن‏ دین‏ها و مذاهب زرتشت و مانی و مزدک، مزدور خواندن فردوسی، حقیر و بی‏مایه توصیف کردن زبان‏ فارسی و پاره‌ای ادعاهای دیگر کوشید که ایرانیان‏ را فاقد هر نوع فرهنگ و تمدن‏ جلوه داده و همه دستاوردها و میراث فرهنگ ایران، به ویژه ایران‏ پس از اسلام را مدیون و مرهون‏ اعراب عصر جاهلی قلمداد کند.

باستانشناسان معتقدند نظریات او آن چنان سست و بی‌پایه‌است که نیازی به نقد و بررسی آن نیست و خواننده غیر متخصص هم با مطالعه آن پی به بطلان این نظریات می‌برد.

پورپیرار ابایی ندارد که اعتراف کند نظریاتش هیچ سابقه‌ای نداشته و همگی نظریاتی جدید و نو است که افتخار ابدی چنین نظریاتی از بابت او به ایران می‌رسد و نه به فرانسویان و روس‌ها و آلمانی‌ها پورپیرار منتقدنانش را متهم می‌کند که اگر «گوشه‌ای از این همه اشاره نو به ذهن ملوکانه و متخصص خودشان رسیده بود» کارناوال‌ها و جشنواره‌ها برپا می‌کردند و پرده گوش فلک را می‌دریدند

تاریخ پیش از اسلام

پورپیرار درباره تاریخ کهن ایران نظریاتی دارد. بنا بر ادعای پورپیرار، با ظهور سلسله غیر ایرانی هخامنشیان، ده‌ها تمدن کهن ایرانی و شرق میانه نسل‌کشی کامل شده‌اند و رشد ملی در این سرزمین و منطقه متوقف شده‌است. به گفته او یهودیان که در تدارک حمله نظامی و تخریب تمدن بابل در بین‌النهرین بوده‌اند، قوم نیرومند شمالی سنگدل خونریزی (آریاییان) را به سرکردگی کورش از استپ‌های روسیه اجیر کرده‌اند تا ایران و بین‌النهرین را ویران کرده و اسیران و ثروت آنان را آزاد کنند. به گفته پورپیرار، کمبوجیه و بردیا دو فرزند ضد یهود کورش بوده‌اند که داریوش بر علیه آنان کودتا کرده‌است. به گفته او آریاییان وجود خارجی نداشته و هرگز هیچ آریایی‌ای وجود نداشته‌است.

پورپیرار مدعی است که «سراپای امپراتوری ساسانیان، اشکانیان و بخش عمده‏ای از افسانه هخامنشیان، به انضمام مزدک و مانی و زردشت و اوستا و خط و زبان و کتیبه و کتاب و آتشکده و دانشگاه و غیره، یکسره مترسکانی سرهم بندی شده از دروغ‏اند و مزرعه یهودیان را می‏پایند» او در حالی مدعی می‌شود که پیش از ظهور اسلام، دست‌کم به مدت دوازده قرن در سرتاسر جغرافیای فرضی ایران، «جنبنده‌ای زندگی نمی‌کرده‌است» که در جای دیگر از روستانشینان و ایلات و عشایر سخن گفته که در همان زمان در همین جغرافیای فرضی زندگی می‌کرده‌اند

هوشنگ صادقی، پورپیرار را به «کاربرد نابجا و ناسنجیده و اختیاری‏ از اسناد تاریخی‏"» متهم می‌کند. آن هم «توسط‏ مورخی‏" که حکم بر ابطال ‏تمامی اسناد می‏دهد». قرائت‏های دلبخواه، ترجمه‏ی‏ خودساخته از نبشته‏های کهن، متهم کردن دانشوران و ایجاد فضایی برای ابداع اشباحی‏ که جز در میدان دید پورپیرار در جای دگر یافت‏ نمی‏شود، از دیگر نکات نقد صادقی است

          

پورپیرار مدعی است که اهورامزدا در کتیبه بیستون وجود ندارد و این‌ها همه حقه بازی است.

به گفته پورپیرار خاورشناسان و باستان‌شناسانی مانند گیرشمن، گلدزیهر، واندنبرگ، هرتسفلد. اشمیت، آستروناخ … و نسخه بدل‌های ایرانی همه و همه  بی‌سوادند

مهرداد ملک‌زاده پورپیرار را در ادامه موجی می‌انگارد که توسط ذبیح‌الله منصوری به راه افتاد. اگرچه پورپیرار را مخرب‌تر معرفی می‌کند، ولی این موج را غیراصیل دانسته و آن را به کف روی موج تشبیه می‌کند که به سرعت از بین می‌رود.

 

                                   

بروجردی معتقد است که تحریف تاریخ توسط ناصر پورپیرار به مذاق پان عرب‌ها بسیار خوش آمده است

 

پورپیرار که در جایی سلمان فارسی را مورد اشاره آیه ۱۰۳ سوره نحل معرفی کرده و نتیجه می‌گیرد «قرآن، به کنایه، حتی سلمان را نسبت به آن زبان (عربی) ناآشنا و ناتوان معرفی می‏کند» اندکی بعد این ادعاها را فراموش کرده و سلمان را موجودی موهوم و غیر واقعی و «بخشی از محتویات بسته‌بندی دروغ ساخته و پرداخته یهودیان می‌داند». محمد رضا ترکی (محقق دانشور) به نقد نظرات پورپیرار در مورد تاریخ پس از اسلام ایران پرداخته‌است. وی به نقد نظر پورپیرار در خصوص جعلی دانستن سلمان فارسی پرداخته و با بهره گیری از مطالب نوشته شده توسط پورپیرار به تناقضهای نوشتاری وی پرداخته و پس از تشریح تناقضات پورپیرار نتیجه گرفته که سخنان پورپیرار «اگر یکسره‏ برخاسته از بی‏خبری پورپیرار از مبانی ابتدایی تفکر شیعه نباشد، مصداق جهانیدن اسب وقاحت از چنبر جهالت است و لا غیر!»]

محمد تقی عطایی و علی اکبر وحدتی (باستان‌شناسان دانشور) کتابی با عنوان «اعتبار باستانشناختی آریا و پارس» در رد ادعاهای تاریخی پورپیرار منتشر کرده‌اند. آنان معتقدند ادعاهای پورپیرار چیزی جز تحریف تاریخ نیست و بیشتر به مذاق هواداران پان عربی خوش می‌آید

امیر نعمتی لیمایی نیز از کسانی است که مجموعه کتاب‌هایی را به عنوان پاسخی بر ادعاهای پورپیرار منتشر کرده‌است. همچنین فریدون فاطمی کتابی با عنوان «دو سال سکوت» در نقد «دوازده قرن سکوت» پورپیرار نوشته که توسط جهان کتاب منتشر شده‌است.

شعر و شعرا

ناصر پورپیرار درباره شعر و شاعری نیز نظراتی دارد. به گفته او تاریخ زبان فارسی در هزار سال گذشته تا کنون ده‌ها میلیون نفر شاعر به خود دیده‌است. پورپیرار می‌گوید هم‌اکنون بیش از ۵۰ هزار نفر شاعر زنده فارسی‌گوی وجود دارند. در حالی که مجموع نویسندگان نثر فارسی از آغاز تا کنون به ۱۰۰ نفر (شامل سعدی و مولانا و خیام و ناصرخسرو و ناصرالدین‌شاه) هم نمی‌رسد.

 

              

پورپیرار اشعار سعدی را سست و اسلوب بیان او را ناقص می‌داند

 

 

ناصر پورپیرار درباره فردوسی هم‏ اظهارنظر کرده‌است که او گول شعوبیه را خورده که سپس در منظومه یوسف و زلیخا(که‏ البته از فردوسی نیست) از کار خود اظهار ندامت کرده‌است] سجاد آیدنلو (شاهنامه‌پژوه دانشور) به نقد و بررسی برخی از دیدگاه‏های پورپیرار درباره شاهنامه و فردوسی پرداخت. آیدنلو با اتکاء به ابیات خود شاهنامه و نظرات و دیدگاه‏های محققان شاهنامه‌‏پژوه به رد بسیاری از نظرات پورپیرار در ارتباط با شاهنامه فردوسی پرداخته و در پایان به اظهارنظر مغرضانه پورپیرار نسبت به برخی از محققان شاهنامه‌‏پژوه معاصر اعتراض کرده‌است.]

به گفته عبدالعلی دستغیب (منتقد ادبی)، پورپیرار بجای پژوهش ادبی درباره سعدی، به قضاوت ارزشی درباره او پرداخته و از «فضاحت» ایام جوانی او دم می‌زند جلیل نظری نظریات پورپیرار در خصوص سعدی را «رویایی شهرآشوب گونه» و مانند سخن کسی که «از اعتدال خارج شده» دانسته‌است وی با ذکر نظر ادیبان ایرانی و عرب در باب اشعار عربی سعدی، نظر پورپیرار درباره سستی اشعار سعدی را «بی وزن» دانسته‌است. به گفته نظری، پورپیرار «برای آنکه دیگران بگویند فلانی حرف‌های تازه‌ای درباره سعدی مطرح کرده‌است» به خود اجازه چنین قضاوتی داده که بگوید «گلستان از نظر سیستم فکری معیوب و از جهت اسلوب بیان ناقص است»

 

                         

پورپیرار:«من از مورخان می‌خواهم تا یک شی منقول متعلق به مادها را در طول تاریخ نشان دهند و مطمئنم که هیچ یک نمی‌توانند این کار را انجام دهند.»اقا ناصر شما به این مجسمه چی میگین؟؟؟

 

سایر زمینه‌ها

پورپیرار منشور حقوق بشر را «حربه‌ای خوش‌دست» می‌داند که «بهانه‌ای برای حمله به فرهنگ ممتاز اسلام» شده‌است. او تفسیر سورآبادی یا تفسیر عتیق نیشابوری و تاریخ طبری یا تاریخ بلعمی را «ام الاباطیل» و «اب الخرافات» مکتوبات اسلامی می‌داند




BHW
جمعه 25 فروردین 1396 05:36 ق.ظ
Greetings! I know this is kinda off topic but I was wondering if you knew where I could
locate a captcha plugin for my comment form?

I'm using the same blog platform as yours and I'm having
trouble finding one? Thanks a lot!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:04 ق.ظ
Hi there! I just wanted to ask if you ever have any problems with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up
losing months of hard work due to no backup. Do you have
any solutions to stop hackers?
اریایی
پنجشنبه 24 دی 1394 11:45 ق.ظ
و توی نفهم انیشتین را با یك حزب توده ای كلاه بردار امّی در یك جایگاه قرار دادی!
دوشنبه 25 اسفند 1393 09:57 ب.ظ
پورپیرار واقعا مستند و مستدل حرف میزند درمورد سلمان فارسی كاری ندارم چون نظراتش را نخوانده ام اما ایشان یك نابغه صحیح اندیش هستند درحالی كه اكثر نظریه پردازان ودكتردرخصوص نظریات ایشان نقدو برسی مینویسند حتما حرفی برای گفتن دارد اما در خصوص سعدی حرفشان كاملا صحیح است كسی كه 30سال ادعای زیستن و تحصیل در نظامیه بغداد را دارد چرا اشعار عربی ایشان به یك هزارم شعرهای فارسی اش نمیرسد درحالی كه سعدی همان سعدیست وادعادارد به زبان عربی مسلط است پس كو اشعار آتشین عربی سعدی ؟؟ یعنی این شخص تسلطش به زبان عربی ناقص بوده وبطور خودآموز عربی را اموخته وحكایات خودرا بیشتر از كاروانگاههای شیراز از زبان كاروانیان برگرفته وبازافرینی كرده
زینالی
سه شنبه 14 بهمن 1393 08:21 ق.ظ
با سلام.آقای پورپیرار با سند حرف میزند و من یکی از دوستاران وی هستم. ایشان انسان باهوش و فهمیده هستند. اگه کسی توانایی بحث با ایشان را دارد، پاپیش بگذارد و جای عمومی بحث کند. اگر شما دوستان با ایشان مخالف هستید به خاطر مدرک خودتان هست. که کل مدارک دانسگاهیتان زیر سوال هست. با تشکر زینالی
مهیار
پنجشنبه 6 شهریور 1393 01:44 ب.ظ
با سلام خدمت بی سواد عزیز .شما از خودتون کمی خجالت بکشید .اول بروید ادب و شعور خود را درست کنید بعد بیاید درباره تاریخ فرضی خودتون صحبت کنید . ادم وقتی متن های شما را میخواند فکر می کند دارد جوک میخواند . شما اگر کمی توانستید تحقیق و مطالعه کنید بجای جوک گفتن .شما که نمی توانید اسناد استاد را بفهمید دارید درموردش اظهار نظر میکنید . واقعا تاسف دارد .
ارام
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 02:41 ب.ظ
دوست عزیز
سلام
ایشان به معنای تمام كلمه بی سواد هستند
حتی جواب دادن به چنین فرد حقیری ارزش ندارد چرا وقتی میبینم كودك دوساله من شعورش از این آدم هم بیشتر است
این فرد یك توده ای بوده و الان واقعا با برنامه دارد اینكار را میكند
این گونه آدمها همواره نون به نرخ روز خور بوده اند اساس توده ای یا چنین بودند
موفق باشید
پنجشنبه 21 فروردین 1393 12:50 ق.ظ
با سلام
فکر نمی کنم این نسل ، نظرات پورپیرار را بفهمد به دلیل تزریقات یهودساخته - اینشتین وقتی در سال 1905 نظریه نسبیت را ارائه کرد همه فیزیکدانان نفهمیدند او چه می گوید 15 سال بعد به خاطر این نظریه جایزه نوبل گرفت !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر