تبلیغات
رایش چهارم - عقاب چشم آبی ایران قسم خورده ی محمد رضا نبود قسم خورده ی ایران بود

عقاب چشم آبی ایران قسم خورده ی محمد رضا نبود قسم خورده ی ایران بود

تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1391-08:15 ب.ظ

 

تیمسار سپهبد خلبان نادر جهانبانی (۲۷ فروردین ۱۳۰۷ - ۲۲ اسفند ۱۳۵۷) خلبان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران، یکی از خلبانان ویژهٔ محمدرضا شاه پهلوی و سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی بود. آخرین درجهٔ وی در ارتش سپهبد بود.مسئول تربیت بدنی و نفر اول سوارکاری ایران

وی پسر امان‌الله جهانبانی بود. مادر او از مهاجران روس بود و به خاطر رخسار اروپایی‌اش به عنوان ژنرال چشم‌آبی معروف بود. همسر وی فرخ زنگنه نام داشت و این دو دارای دو فرزند به نام‌های انوشیروان جهانبانی و گلنار جهانبانی بودند. نادر جهانبانی پس از انقلاب در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیرباران شد

گریز از چنگال دشمن

در زمان فرمانروایی " حسن البكر " حاكم وقت عراق كه به دست صدام حسین در پی كودتایی خونین سرنگون شد ، اختلافات مرزی با دولت ایران به وجود می آید . طرفین در آماده باش كامل به سر می برند . در اون هنگام جت های جنگنده ایران مرتب در خط مرزی به گشت زنی می پردازند . در یكی از روزهایی كه ژنرال نادر جهانبانی مشغول گشت زنی بود به ناگاه توسط پنج جت جنگنده ارتش عراق محاصره می شود . در این گونه شرایط خلبان چاره ای جز تسلیم ندارد . چون چهار فروند هواپیمای متخاصم از چهار طرف شكاری ایران رو محاصره كرده و یك فروند هم از جلو در حركت است تا راه را نشون دهد . تیمسار خیلی خونسرد به همراه شكاری های دشمن راهی عراق می شود . با نزدیك شدن به منظقه فرودگاه ، هواپیمای جلویی به زمین می نشیند .. چهانبانی دور موتور را كم می كند .. و بعد از دقایقی چرخ های هواپیما رو هم پائین می آورد ... خلبانان دشمن وقتی وضعیت جت جنگنده ایرانی رو می بینند كه در حال فرود است ، هر یك به سمتی رفته تا جت جنگنده ایرانی به زمین بشیند . تیمسار آروم آروم به سمت باند فرود دشمن نزدیك و نزدیك تر می شود . سرعت هر لحظه كم تر می گردد . تا جایی كه از اون بالا شكاری های عراقی می بینند كه هواپیما سر باند و در حال فرود است .... اما به محض این كه چرخ هواپیما سطح باند رو لمس می نماید .... ژنرال چشم آبی با فشار آوردن مجدد بر دسته گاز ، به صورت وارون از زمین كنده می شود و با استفاده از نیروی كمكی پس سوز ، همان طور در حالت پشت هواپیما به سمت زمین و چرخ ها رو به آسمان ، با سرعت سرسام آوری از منطقه دور می شود ... هواپیماهای عراقی كه سرعت خود را كم كرده بودند و برای فرود آمده می شدند ، ناگهان مشاهده كردند كه جا تره ولی از بچه خبری نیست ... !! تا به خود آمده و بر سرعت خود افزودند ، هواپیما در خاك ایران به زمین نشسته بود !!



فرود اضطراری شكاری در جاده


روزی یك فروند فانتوم نیروی هوایی كه برای گشت زنی رفته بود . وقتی به حوالی آسمان شهر ساوه می رسد دچار نقص فنی گشته و كنترل هواپیما نا ممكن می گردد . اكثر خلبانان به خاطر تعلق خاطری كه به پرنده آهنین خویش دارند ، علی رغم تآكید قانون مبنی بر پرش به وسیله چتر نجات ، ولی آن ها تا آخرین ثانیه ها سعی در كنترل آن دارند . ما در جنگ با عراق خیلی از بهترین خلبان هایمون را به خاطر این مسئله از دست دادیم . و آن ها موفق به پرش به موقع نشدند . همون طور كه می دانید اگه ارتفاع یك فروند شكاری خیلی به زمین نزدیك بشه ، عملكرد چتر نجات قطعی نیست . و ممكنه به سمت زمین راكب خود را بكوبد . به هرحال آن روز هم آن افسر خلبان نهایت سعی خود رو می كنه و هواپیمای فانتوم خود رو در جاده ساوه به زمین می نشاند با فرود اضطراری هواپیما در جاده ... كه با دشواری خاصی هم همراه بود. اون هم هواپیمای شكاری كه در باند آسفالت طولانی با چتری كه از عقب هواپیما باز می شود به زحمت می نشیند . چه برسه به جاده پر چاله و چوله اون زمان كه ماشین ها و كامیون ها هم در حال عبور بودند !! كلی مستشار امریكایی به همراه مسئولین نیروی هوایی و متخصصان مربوطه می ریزند اون جا . هر كس یك نظری می دهد . آخرین نظر كارشناسی چنین بود كه شكاری فوق با جدا نمودن بال هایش آن را سوار تریلی كرده و جهت تعمیر به مهرآباد ببرند . وقتی موضوع به گوش جهانبانی می رسد . خود به منطقه رفته و از نزدیك آن جا رو بررسی می نماید . و سپس اظهار می دارد هواپیما رو همین جا تعمیر نمائید خودم با آن به سوی تهران پرواز می كنم .

مستشاران امریكایی با دلیل و مدرك ثابت می كنند كه این پرواز امكان پذیر نیست . زیرا با موانعی كه در سر راه است امكان بلند شدن در حد صفر است . حتی پا را فراتر گذاشته و با قاطعیت می گویند تنها یك در صد این امكان وجود دارد و نود و نه درصد شكاری به ساختمان برخورد می نماید. جواب جهانبانی به امریكایی ها ، اونا رو واقعآ شوكه می كنه . ژنرال می گوید اگه یك درصد امكان پذیر باشه من با همون یك درصد بلند می شوم . در نهایت بعد از چند روز تلاش متخصصان نیروی هوایی روز موعود فرا می رسه .. تیمسار پشت كابین اف - ۴ ای نشسته و موتور های آن رو روشن می نماید . نفس تو سینه همگان حبس شده بود . همه یقین داشتند كه شكاری به ساختمان بر خورد خواهد نمود . حتی خوش بینانه ترین متخصصان هم چنین برداشتی داشتند . ژنرال خوش تیپ با خونسردی درپوش كابین را می بندد . با اشاره دست او موانع چوبی از زیر چرخ های هواپیما برداشته می شود . و در حالی كه لبخند به لب داشت با جلو بردن دسته گاز حداكثر نیرو را به موتور ها وارد می كند . صدای غرش موتورهای جت جنگنده تا كیلومتر ها شنیده می شود . و در یك آن با آزاد كردن ترمز ها هواپیما در جاده به راه می افتد ... با هر تكان هواپیما ، آگاهان منتظر وقوع فاجعه ای می شوند .. و عاقبت هواپیما در نزدیكی ساختمان از زمین كنده می شود .. به گفته شاهدان میلی متری از روی ساختمان مرگ پرنده رو به آسمان می برد . و دقایقی بعد به ارابه های فرود اجازه لمس باند مهر آباد رو می دهد.

نادر جهانبانی پس از انقلاب در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیرباران شد

روزنامهٔ اطلاعات به تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ در خبری اسامی ۱۱ نفر ار محکومین به اعدام را منتشر کرد. متن خبر به شرح زیر است:« 
در تاریخ ۲۱ اسفند۱۳۵۷ دادگاه انقلاب اسلامی ایران جهت رسیدگی به کیفرخواست صادره از طرف دادستان انقلاب علیه ۱۱ نفر از متهمینی که جملگی از خائنین به ملت و عوامل سرسپردهٔ رژیم دست‌نشاندهٔ بیگانه بودند و همچنین جنایتکاران مفسد فی الارض نیز می‌باشند تشکیل جلسه داد و پس از چندین ساعت رسیدگی و مشاوره سرانجام حکم اعدام را صادر کرد:
سپهبد نادر جهانبانی فرزند امان‌الله معاون فرماندهی نیروی هوایی

....

  »


در دادگاه خلخالی

وقتی سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را بنویسند، اما به نظر می‌رسید او جرمی نداشت، کسی هم پیدا نشد شهادت دهد او جرمی انجام داده. پس روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد. متن حکم کیفرخواست که در دادگاه برای وی خوانده شد بدین شرح است:« 
نادر جهانبانی با اشتغال در سمت‌های حساس نظامی و این اواخر ورزشی و نظایر آن با رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی شرعی به طریق غاصبانه و با ارادهٔ اجنبی در ایران سلطه پیدا کرده و مملکت را در جهت ارادهٔ اجنبی و در جهت خلاف شرع و مصلحت مملکت و ملت به قهقرا می‌برد و به نابودی می‌کشاند با اقدام علیه امنیت و قیام برای متزلزل کردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و نایب امام علیه السلام مطابع قوانین الهی و قوانین جاریه در زمان ارتکاب جرایم تقاضای رسیدگی و صدور حکم اعدام و مصادرهٔ اموال شخصی ایشان و آن مقدار از اموال که به خاطر فرار از ادای دین به صاحبان اصلی به فرزندان و اقربای نزدیک انتقال یافته‌است از طرف دادسرای کل انقلاب اسلامی از دادگاه دارم.  »


پس از ارائهٔ متن کیفرخواست هنگامی که نوبت به دفاعیات وی رسید گفت:« آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه‌است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمی‌بینم اما چند دروغ بزرگ گفتید که همراه با اتهام زدن‌های شما نشان می‌دهد که حکم شما علیه من مثلا صادر شده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بی وطن، بی دین و مزدور که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور من و ارتش سرزمین مرا دارید.

پدر من جاسوس روس نبود، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خوانده، من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم. حال شما چگونه به خود اجازه می‌دهید به من تهمت خیانت بزنید. شما از خود خجالت نمی‌کشید شما از مردم شرم نمی‌کنید؟ شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماه‌های گذشته کوشیده‌ام، ازرم نمی‌کنید؟

شما که هستید آیا به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی کسانی را می‌شناسید که چون شما بر هر آنچه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟ آقایان من پنجاه یک سال به خوبی و نیکی زندگی کرده‌ام و قرارگاهم آسمان‌ها بود. پاسخی به یاوه گویی‌های شما ندارم. به دستوری که اربابانتان داده‌اند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی بیدار می‌شوند و این تب که با دروغ و تزویر شما به آن در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست. آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می‌کشد.

من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد انقلاب کاری نکرده‌ام به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام هستم.

سایت خبری روزآنلاین در مقاله‌ای با عنوان «نوبت خمینی شد» به خاطرات سفیر اسرائیل در ایران اشاره می‌کند که نوشته سپهبد جهانبانی ‏به یکی از انقلابیون ایران گفت: «من از توی عرب ایرانی‌ترم»

به هر حال بزرگ اسمان جهان پرواز کرد و رفت بعد او هم میهن پرستانی همچون..عباس بابایی..شیرودی..عباس دوران هم رفتند فقط و فقط .....




Can you stretch to get taller?
یکشنبه 12 شهریور 1396 03:11 ق.ظ
We stumbled over here by a different website and
thought I might check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to exploring your web page yet again.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 06:15 ق.ظ
Awesome! Its in fact amazing article, I have got much clear idea regarding from this paragraph.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر