تبلیغات
رایش چهارم - دشمنی با نماد های ملی توسط صادق خلخالی

دشمنی با نماد های ملی توسط صادق خلخالی

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-09:54 ق.ظ


محمد صادق صادقی خلخالی، روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود.او از اسلام گرایان تند رو و انقلابی سر سخت بود.او از خود یک رکود بجا گزاشت و طی یک سال اول،که قاضی انقلاب بود 438 نفر را به پای چوبه دار برد،البته چوبه دار کلمه مناسبی نیست،کشت به هر طریق ممکن ولی میتوان گفت که برای اکثر کشتار هایش دلیل منطقی داشت.از این بین کشته شدن سپهبد نادر جهانبانی از اسطوره های خلبانی و از بزرگان این عرصه که بعد از انقلاب هم میتوانست به کمک کشور بیاید جالب بود. وی پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه ارگان مجاهدین خلق را می‌خوانده‌است می‌گوید: «برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می‌شود این‌ها را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم..... داشتیم می‌آمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلیش شریعتی بود... همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد!»بهشتی اولین رییس قوه قضائیه ایران پس از انقلاب با عملکرد وی مخالف بوده‌است بطوری که ابوالقاسم سرحدی‌زاده عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی عصبانیت بهشتی را این طور نقل میکند. یکی از نگهبان‌های پزشکی قانونی برای شهید بهشتی نامه نوشته بود که در یک شب که من در اینجا نگهبان بودم از دادگاهی که مسئولیت آن با خلخالی بود چهار نفر اعدامی را برای ما فرستادند که آنجا بماند تا صبح ببرند و دفن کنند. این چهار جنازه را در سردخانه گذاشتیم نیمه‌های شب از محل نگهداری جنازه‌ها سر و صدایی آمد دیدم یکی از این اعدامی‌ها هنوز نیمه‌جان است و من به سرعت با خلخالی تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم و آنها هم شبانه دو سه نفر را فرستادند، فرد نیمه‌جان را با تیر زدند و رفتند ما هم که در ترس و واهمه از آن مأمورین بودیم هیچ‌ عکس‌العملی نشان ندادیم. من به به اقای بهشتی نگاه کردم و فهمیدم که رفتار ها و اعدام غیراسلامی خلخالی چگونه ایشان را خشمگین ساخته است.

 

مبارزه با نماد های ملی و تاریخی


خلخالی  ۱۴ سال شاگرد سید روح‌الله موسوی خمینی در کلاس‌های دروس مذهبی بود.با این همه در هر مکان و زمانی نظراتی بدون هیچ استدلال و منطقی به زبان میاورد.

وی کتابی با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» شخصیت کوروش بزرگ این گل سرسبد تاریخ ایران را زیر سوال برده و به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منتشر ساخت. در این رساله که برخی آنرا فُحشنامه خوانده‌اند، کوروش بزرگ را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بی‌بندوباری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانست و از مفسرینی چون علامه طباطبایی که وی را مصداق ذوالقرنین دانسته بودند انتقاد نموده و درباره کوروش بزرگ نوشته بود:

«به هر قومی که ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود» را واعظان سلطنت و دربار نام نهاد. وی پیروزی‌های کوروش را نتیجه بخت او دانسته و مطالبی که در ستایش وی در تورات آمده‌است را ساخته یهودیان آزاد شده از بابل دانست.

سعیدی سیرجانی ادعای لواط کار بودن کوروش بزرگ  توسط خلخالی را ناشی از پایین بودن سواد، ناتوانی وی در فهم متون تاریخی و حتی خواندن ادبیات فارسی می‌داند.

وی پس از انقلاب با وجود مخالفت دولت موقت بازرگان و بنی صدر برای تخریب مقبره رضا شاه در شهر ری به همراه نیروهای سپاه وارد عمل شد و آنرا طی بیست روز تخریب کرد. وی همچنین داشت دست به کار احمقانه ای میزد و برای تخریب پارسه (تخت جمشید) هم عازم شد اما این بار با مخالفت سید روح الله خمینی ،دولت موقت (از جمله استاندار فارس نصرت‌الله امینی) وایت الله سید محمود طالقانی و مقاومت مردم مرودشت و پرسنل پارسه، در این امر ناکام ماند.





 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر